پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

هنوز از ناله‌ای صد شعله در جان می‌توانم زد

نوای عندلیبی در گلستان می‌توانم زد

بهار گلشن خونین‌دلان چون بشکفد، من هم

سری چون غنچه بیرون از گریبان می‌توانم زد

هنوزم سینه افسرده یک دوزخ شرر دارد

شبیخون دگر بر داغ حرمان می‌توانم زد

هنوز از گریه چشم تر نشسته دامن مژگان

ز مژگان طعن لب خشکی به طوفان می‌توانم زد

مکن ای باغبان عشق بیرونم ازین گلشن

که جوش شیونی با عندلیبان می‌توانم زد

هنوز اندر میان تیره‌بختان، از سر زلفی

به نام بخت خود، فال پریشان می‌توانم زد

هنوز از حسرت زلفی میان بی‌سرانجامان

به آهی شعله در گبر و مسلمان می‌توانم زد

کفن را در لحد از بس به خون دیده آلودم

به محشر خیمه پهلوی شهیدان می‌توانم زد

مکن گو دیگری تحریک قتلم پیش او قدسی

که چون پروانه خود بر شعله دامان می‌توانم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد
  2. شمارهٔ ۲۴۳بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
  3. شمارهٔ ۲۴۴چشمی که با غبار درت آشنا شود
  4. شمارهٔ ۲۴۵مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
  5. شمارهٔ ۲۴۶ما اسیران چه کسانیم، گرفتاری چند
  6. شمارهٔ ۲۴۷دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۸هیچ دورانی چو عهد بی‌سرانجامی نبود
  8. شمارهٔ ۲۴۹..............................
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.