پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد

سینه افلاک از داغ کواکب پاک شد

پا ز عزت بر زمین ننهد ملک در شهر عشق

بس که در هر کوچه‌اش جسم عزیزان خاک شد

اتحادی هست با خونین‌دلانم، زان سبب

غنچه پیراهن درید و سینه من چاک شد

بر فروزد عارض معشوق از اظهار نیاز

روی گل از شرم عشق بلبل آتشناک شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
  2. شمارهٔ ۲۴۶ما اسیران چه کسانیم، گرفتاری چند
  3. شمارهٔ ۲۴۷دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۸هیچ دورانی چو عهد بی‌سرانجامی نبود
  5. شمارهٔ ۲۴۹..............................
  6. شمارهٔ ۲۵۰وجودم را نه از آتش، نه از گل پرورش دادند
  7. شمارهٔ ۲۵۱تا پرده از رخت به کشیدن نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۲۵۲مرا هر قطره‌ای کز دیده در دامن فرو ریزد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.