پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

وجودم را نه از آتش، نه از گل پرورش دادند

سراپایم ز نور عشق چون دل پرورش دادند

منه بر سینه داغ عشق، در بیرون چرا سوزی

چراغی کز برای خلوت دل پرورش دادند

به یاد شعله دایم چون دل پروانه در جوشم

نمی‌دانم چرا ترکیبم از گل پرورش دادند

مقام لیلی‌اش در کعبه دل بود، حیرانم

که مجنون را چرا بر ذوق محمل پرورش دادند

گهی فانوس دیرم، گه چراغ کعبه، کز مهرت

چو ماه نو مرا منزل به منزل پرورش دادند

محبت از پی دل برد قدسی را به صحرایی

که خاکش را به خون صید بسمل پرورش دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲مرا هر قطره‌ای کز دیده در دامن فرو ریزد
  2. شمارهٔ ۲۵۳در طرب ز ازل بر من حزین بستند
  3. شمارهٔ ۲۵۴سوای تو در سینه هر خام نگنجد
  4. شمارهٔ ۲۵۵کی به بزم عشق، هر لب پی به جام می برد؟
  5. شمارهٔ ۲۵۶نو نیاز خواهشم، لیک از حجابم ساختند
  6. شمارهٔ ۲۵۷ذوق غمت ز سینه محزون نمی‌رود
  7. شمارهٔ ۲۵۸چه رنجش است کزان تندخو نمی‌آید؟
  8. شمارهٔ ۲۵۹دلم ز کعبه نه محمل نشسته می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.