پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

سوای تو در سینه هر خام نگنجد

خوش باش که این باده به هر جام نگنجد

شوقی که من از دیدن رخسار تو دیدم

در حوصله دیده ایام نگنجد

از نور توام هر بن مو مطلع صبح است

در ملک تنم تیرگی شام نگنجد

وصل تو کجا و من بی‌ظرف که از شوق

در حوصله‌ام لذت پیغام نگنجد

در سینه عشاق هوس راه ندارد

بت در حرم کعبه اسلام نگنجد

قدسی نبود رنگ وفا در رخ خوبان

در دفتر خوبان ز وفا نام نگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶نو نیاز خواهشم، لیک از حجابم ساختند
  2. شمارهٔ ۲۵۷ذوق غمت ز سینه محزون نمی‌رود
  3. شمارهٔ ۲۵۸چه رنجش است کزان تندخو نمی‌آید؟
  4. شمارهٔ ۲۵۹دلم ز کعبه نه محمل نشسته می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۶۰میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد
  6. شمارهٔ ۲۶۱ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند
  7. شمارهٔ ۲۶۲کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد
  8. شمارهٔ ۲۶۳گر دل به المهای تو منسوب نباشد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.