پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

گر دل به المهای تو منسوب نباشد

در سینه اگر جا دهمش، خوب نباشد

شیرین نشود کام حریفی که درین بزم

پیمانه‌کش صبر، چو ایوب نباشد

در سینه غم عشق تو پنهان نتوان داشت

چون عکس که در آینه محجوب نباشد

شاید مژه‌ای تر کنم از شوق تو، خواهم

اشکی که کم از گریه یعقوب نباشد

در سینه ارباب خرد، راه نیابد

هر دل که ز سودای تو مجذوب نباشد

بر لوح ضمیر تو چنان حال دل من

شد نقش، که گنجایش مکتوب نباشد

هر گل، سبب تازگی گلشن ما نیست

در سینه به جز داغ تو مطلوب نباشد

هرچند که بلبل به قفس گشته تسلی

آمیختن گل به صبا خوب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
  2. شمارهٔ ۲۶۶زخم خار آرزوی آبله پا باشد
  3. شمارهٔ ۲۶۷کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟
  4. شمارهٔ ۲۶۸هنوزم از مژه، کار سحاب می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۶۹ز عقده‌ها که فلک نذر کار من دارد
  6. شمارهٔ ۲۷۰عشقت اقرار به دل آرد و انکار برد
  7. شمارهٔ ۲۷۱با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید
  8. شمارهٔ ۲۷۲رفتم به بوستان که دلم وا شود، نشد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.