پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟

گر تو پروا کنی از چرخ، چه پروا باشد؟

هرکه را خورد دل از چاه زنخدانی آب

تشنه لب میرد، اگر بر لب دریا باشد

ناخن تیشه عاشق چو شود عقده‌گشای

نگذارد که گره در دل خارا باشد

هیچ‌کس نیست که محتاج نگردد به فلک

بازگشت قدح آخر سوی مینا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹ز عقده‌ها که فلک نذر کار من دارد
  2. شمارهٔ ۲۷۰عشقت اقرار به دل آرد و انکار برد
  3. شمارهٔ ۲۷۱با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید
  4. شمارهٔ ۲۷۲رفتم به بوستان که دلم وا شود، نشد
  5. شمارهٔ ۲۷۳دلم به عشق فسونساز برنمی‌آید
  6. شمارهٔ ۲۷۴کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد
  7. شمارهٔ ۲۷۵عشاق چه جمعند؟ پریشان شده‌ای چند
  8. شمارهٔ ۲۷۶دل پر حسرتم از سادگی در بزم تنهایی
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.