پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

عشاق چه جمعند؟ پریشان شده‌ای چند

با خود ز جنون دست و گریبان شده‌ای چند

مرغان چمن، چاشنی گریه ندانند

خو کرده ز گل با لب خندان شده‌ای چند

دانی چه بود دیده این گریه‌پرستان؟

گرداب صفت مرکز طوفان شده‌ای چند

چون صبح نخندند چرا بر دل صد چاک؟

خرسند به یک جاک گریبان شده‌ای چند

یک ناله ز ضعف از دل احباب نخیزد

حاصل چه بود از ده ویران شده‌ای چند؟

بردار ز رخ پرده، که مشتاق جمالند

چون آینه در روی تو حیران شده‌ای چند

در حیرتم از آتش دوزخ که چه خواهد

از سوخته آتش حرمان شده‌ای چند

وقت است که از وادی عقلم برهانند

از شهر تسلی به بیابان شده‌ای چند

ابنای زمان، نقش صنم خانه چین‌اند

دل برکن ازین صورت بی‌جان شده‌ای چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷جز محبت، سینه‌ام علم دگر پیدا نکرد
  2. شمارهٔ ۲۷۸ازان دل از غم ایام برنمی‌آید
  3. شمارهٔ ۲۷۹خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند
  4. شمارهٔ ۲۸۰آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد
  5. شمارهٔ ۲۸۱عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار
  6. شمارهٔ ۲۸۲سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
  7. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
  8. شمارهٔ ۲۸۴بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.