پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد

از باد، آفتی به چراغم نمی‌رسد

از بس که باز می‌کنم از کار دل گره

ناخن به تازه‌کردن داغم نمی‌رسد

گلشن پر از گل است، ولیکن ز هیچ گل

بوی محبتی به دماغم نمی‌رسد

عشق است نخل میوه باغ دلم، ازان

دست کسی به میوه باغم نمی‌رسد

قدسی ز خیل گمشدگان محبتم

از جستجو کسی به سراغم نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
  2. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
  3. شمارهٔ ۲۸۴بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
  4. شمارهٔ ۲۸۵جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار
  5. شمارهٔ ۲۸۶یک نامه چو نگشوده‌ام از بال کبوتر
  6. شمارهٔ ۲۸۷کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
  7. شمارهٔ ۲۸۸نگهت فتنه‌گر و عربده‌سازست هنوز
  8. شمارهٔ ۲۸۹به سرو سیم‌تنی راه برده‌ام که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.