پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار

گر جان به لب آید ز ستم، آه نگه دار

تا سیل بلا گم نکند خانه ما را

ای گریه، چراغی به سر راه نگه دار

خواهی ز تو پنهان نبود عیب تو، چون صبح

هرجا که روی، آینه همراه نگه دار

هر ناله که کردم، نفسی کاست ز عمرم

یا رب تو ازین ناله جانکاه نگه دار!

مشتاق نظر، طاقت یعقوب ندارد

خود را، مه من! از خطر چاه نگه دار

شاید بگشایند دلت را به نسیمی

چون غنچه ره فیض سحرگاه نگه دار

سهل است غم دم‌بدم و ناله جانکاه

ای عشق، تو از فرقت ناگاه نگه دار

حرفی ز زبانم نکشد بیخودی، ای عشق!

در بیخبری از خودم آگاه نگه دار

با یکدمه مهلت، چه مجال بد و نیک است؟

خواهی بگسل رشته ما، خواه نگه دار

دوران بگذشت ای شب غم، این چه درازی‌ست؟

اندازه این رشته کوتاه نگه دار

قدسی هنر و عیب چو از هم نشناسی

خواهی بشکن آینه را، خواه نگه دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
  2. شمارهٔ ۲۸۴بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
  3. شمارهٔ ۲۸۵جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار
  4. شمارهٔ ۲۸۶یک نامه چو نگشوده‌ام از بال کبوتر
  5. شمارهٔ ۲۸۷کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
  6. شمارهٔ ۲۸۸نگهت فتنه‌گر و عربده‌سازست هنوز
  7. شمارهٔ ۲۸۹به سرو سیم‌تنی راه برده‌ام که مپرس
  8. شمارهٔ ۲۹۰راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.