پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار

بی خاک درگه تو قسم را چه اعتبار

نقد سرشک می‌دهدم دیده دم‌بدم

در کیسه کریم، درم را چه اعتبار

دودی ز شعله بس بودم، داغ گو مباش

هرجا قناعت است، کرم را چه اعتبار

ما تاج‌بخش خاک‌نشینیم، پیش ما

جم را چه قدر و مسند جم را چه اعتبار

بر باد رفت ملک سلیمان و حشمتش

اینجا غرور خیل و حشم را چه اعتبار

گیرم که ره برد به دل عاشقان هوس

در کعبه فرض کن که صنم را چه اعتبار

چون نقش پا ز خاک‌نشینان آن دریم

در کوی دوست، مسند جم را چه اعتبار

دیوانگان به داغ فرود آورند سر

اینجا نگین خاتم جم را چه اعتبار

گر عاشقی، به منزل مقصود راه بر

قدسی بنای دیر و حرم را چه اعتبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶یک نامه چو نگشوده‌ام از بال کبوتر
  2. شمارهٔ ۲۸۷کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
  3. شمارهٔ ۲۸۸نگهت فتنه‌گر و عربده‌سازست هنوز
  4. شمارهٔ ۲۸۹به سرو سیم‌تنی راه برده‌ام که مپرس
  5. شمارهٔ ۲۹۰راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
  6. شمارهٔ ۲۹۱در کوی تو فردوس تمنی نکند کس
  7. شمارهٔ ۲۹۲شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش
  8. شمارهٔ ۲۹۳گر کنم گریه به اندازه چشم تر خویش
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.