پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

نگهت فتنه‌گر و عربده‌سازست هنوز

سرمه در چشم تو، همخانه نازست هنوز

تازه شد دوستی ما به خط تازه تو

ناز کن، ناز که آغاز نیازست هنوز

راه نزدیک حرم، سعی مرا ناقص کرد

لیک شادم که ره شوق درازست هنوز

خاک شد پیکر محمود و ز تاثیر وفا

دل او در شکن زلف ایازست هنوز

شد ز میخانه و خم کعبه مقصد نزدیک

چشم کج‌بین به ره دور حجازست هنوز

آتش حسن تو ننشسته هنوز از گرمی

دل خلقی ز تو در سوز و گداز است هنوز

گرچه نبود سر مویی ز حقیقت خالی

دل قدسی ز پی عشقِ مجازست هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
  2. شمارهٔ ۲۹۱در کوی تو فردوس تمنی نکند کس
  3. شمارهٔ ۲۹۲شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش
  4. شمارهٔ ۲۹۳گر کنم گریه به اندازه چشم تر خویش
  5. شمارهٔ ۲۹۴بیگانه گشته‌ام ز همه مدعای خویش
  6. شمارهٔ ۲۹۵تو و گشت چمن ای گل، من و کاشانه خویش
  7. شمارهٔ ۲۹۶دزدم ز بس حدیث ترا از زبان خویش
  8. شمارهٔ ۲۹۷کی کنم هرگز شکایت سر ز جور یار خویش
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.