پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

کام جانم با من و من در پی کامم هنوز

کعبه با خود دارم و در قید احرامم هنوز

کی رسد در عشق، لاف پختگی کس را، که من

همچو خاکستر ز آتش زادم و خامم هنوز

مستی حیرت مرا محروم کرد از ذوق وصل

یار در آغوش و من مشتاق پیغامم هنوز

از تپیدن‌های دل دانم که بعد از مرگ هم

وام باید کرد از سیماب، آرامم هنوز

ذوق آغاز محبت بین، که در راه طلب

صرف شد عمر و به شوق اولین گامم هنوز

زانکه بودی مجلس افروزم، شد ایامی و هست

صبح صادق خوشه‌چین از خرمن شامم هنوز

اول بزم و مرا ساغر ز زهر رشک پر

تا چه خون دل دهد ساقی در انجامم هنوز

میل خاطر، آفت بال است صید عشق را

قدسی از قیدم رها کردند و در دامم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹به سرو سیم‌تنی راه برده‌ام که مپرس
  2. شمارهٔ ۲۹۰راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
  3. شمارهٔ ۲۹۱در کوی تو فردوس تمنی نکند کس
  4. شمارهٔ ۲۹۲شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش
  5. شمارهٔ ۲۹۳گر کنم گریه به اندازه چشم تر خویش
  6. شمارهٔ ۲۹۴بیگانه گشته‌ام ز همه مدعای خویش
  7. شمارهٔ ۲۹۵تو و گشت چمن ای گل، من و کاشانه خویش
  8. شمارهٔ ۲۹۶دزدم ز بس حدیث ترا از زبان خویش
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.