پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار

در پیش آفتاب ز شبنم چه اعتبار

چون اعتبار خلق ز بی‌اعتباری است

از اعتبار مردم عالم چه اعتبار

از ساغر تهی چه تمتع برد کسی

از دیده‌ای که نیست در او نم چه اعتبار

چون راه بیش و کم همه بر شارع فناست

از عشرت زیاد و غم کم چه اعتبار

در کشوری که باب بود جنس اشک و آه

از چشم بی‌نم و دل بی‌غم چه اعتبار

نام خرد کسی نبرد در دیار عشق

از روستا، به شهر معظم چه اعتبار

ما را هوای دلخوشی روزگار نیست

غمدیده را ز خاطر خرم چه اعتبار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
  2. شمارهٔ ۲۸۸نگهت فتنه‌گر و عربده‌سازست هنوز
  3. شمارهٔ ۲۸۹به سرو سیم‌تنی راه برده‌ام که مپرس
  4. شمارهٔ ۲۹۰راست رو نیست بر آماج اثر، تیر نفس
  5. شمارهٔ ۲۹۱در کوی تو فردوس تمنی نکند کس
  6. شمارهٔ ۲۹۲شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش
  7. شمارهٔ ۲۹۳گر کنم گریه به اندازه چشم تر خویش
  8. شمارهٔ ۲۹۴بیگانه گشته‌ام ز همه مدعای خویش
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.