پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند

حرف زلفت بر ورق خط را چلیپا می‌کند

تا نباشد هیچ عضوی بر تنش بی درد عشق

لاله داغ خویش را قسمت بر اعضا می‌کند

عالمی را ابر نیسانی به طوفان می‌دهد

تا به دریا قطره‌ای را در صدف جا می‌کند

آنکه پیشش اعتباری نیست عمر خضر را

کی ز حال کشتگان خویش پروا می‌کند

از هجوم تیرباران غمت در سینه‌ام

ناله جای خود به صد تشویش پیدا می‌کند

بر دل ما دارد از روی محبت نکته‌ها

کی کند با دیگران عشق آنچه با ما می‌کند

کشتی نوح است گویی گشته بر طوفان سوار

هرکه از چشم ترم نعلین در پا می‌کند

پیش آزادان بود قدر اسیران بیشتر

بر سر سرو سهی قمری ازان جا می‌کند

از ترحم بر دل ما ناخنی هرگز نزد

آنکه از کار گرفتاران گره وا می‌کند

در دل بیرحم خوبان هیچ تاثیری نکرد

ناله قدسی که جا در سنگ خارا می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار
  2. شمارهٔ ۲۸۲سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
  3. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
  4. شمارهٔ ۲۸۴بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
  5. شمارهٔ ۲۸۵جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار
  6. شمارهٔ ۲۸۶یک نامه چو نگشوده‌ام از بال کبوتر
  7. شمارهٔ ۲۸۷کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
  8. شمارهٔ ۲۸۸نگهت فتنه‌گر و عربده‌سازست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.