پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۶

دل پر حسرتم از سادگی در بزم تنهایی

بساط آرزو با یاد آن سیب ذقن چیند

مبر نزدیک عارض، دسته گل بهر بوییدن

لب هر غنچه تا کی بوسه زان کنج دهن چیند؟

چه بی‌دردست از داغ محبت، آن تماشایی

که در گلشن بود تا لاله، نسرین و سمن چیند

ز چشم افتادگان را هم صبا محروم نگذارد

مشام پیر کنعان، گل ز بوی پیرهن چیند

مرا هست از خیالش انجمن چون غنچه در خلوت

اگر خلوت‌نشین دامان خویش از انجمن چیند

ندارد طبع قدسی چشم بر نیک و بد عالم

نه از دریا گهر جوید، نه از مجلس سخن چیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۸ازان دل از غم ایام برنمی‌آید
  2. شمارهٔ ۲۷۹خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند
  3. شمارهٔ ۲۸۰آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۲۸۱عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار
  5. شمارهٔ ۲۸۲سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
  6. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
  7. شمارهٔ ۲۸۴بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
  8. شمارهٔ ۲۸۵جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.