پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

جز محبت، سینه‌ام علم دگر پیدا نکرد

چون صدف، کس انتخاب قطره از دریا نکرد

عاشق و معشوق را شرط است با هم سوختن

شمع درنگرفت تا پروانه‌ای پیدا نکرد

کلبه تنگ مرا جای دو خون‌آلوده نیست

تا نرفت از جا دلم، در سینه پیکان جا نکرد

گردم از بی‌طاقتی بسیار بر گرد چمن

شمع را در بزم، جز پروانه کس رسوا نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند
  2. شمارهٔ ۲۸۰آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد
  3. شمارهٔ ۲۸۱عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار
  4. شمارهٔ ۲۸۲سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
  5. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
  6. شمارهٔ ۲۸۴بی درد عشق، شادی و غم را چه اعتبار
  7. شمارهٔ ۲۸۵جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار
  8. شمارهٔ ۲۸۶یک نامه چو نگشوده‌ام از بال کبوتر
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.