پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد

آیینه که از شیشه بود زنگ نگیرد

تا عرصه مشرب نکشم باز، عنان را

جا بر دل من وسعت اگر تنگ نگیرد

آزاده دل آن است که در ترک تعلق

گر در خم نیلش فکنی، رنگ نگیرد

کی خصمی ظاهر شکند نسبت اصلی؟

چون شیشه تواند طرف سنگ نگیرد؟

آن را که اثر کرد به دل، زاری بلبل

گل چیست، که خواهد می گلرنگ نگیرد

رنگینی گلشن بود از نغمه بلبل

بی‌زمزمه‌ای، بزم طرب رنگ نگیرد

آهنگ گلستان نکند باد صبا صبح

تا رخصتی از مرغ شباهنگ نگیرد

با غنچه بگویید که خون شد دل بلبل

بر خنده کسی راه چنین تنگ نگیرد

زان رنج خمارم کُشد امشب، که صراحی

بر گردن خود خون من از ننگ نگیرد

حسرت نگذارم به دل خویش چو قدسی

دامان تو گر حیرتم از چنگ نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶دل پر حسرتم از سادگی در بزم تنهایی
  2. شمارهٔ ۲۷۷جز محبت، سینه‌ام علم دگر پیدا نکرد
  3. شمارهٔ ۲۷۸ازان دل از غم ایام برنمی‌آید
  4. شمارهٔ ۲۷۹خامه در وصف لبت کار مسیحا می‌کند
  5. شمارهٔ ۲۸۰آسیب واعظان به ایاغم نمی‌رسد
  6. شمارهٔ ۲۸۱عاشق چو شدی، ناله جانکاه نگه دار
  7. شمارهٔ ۲۸۲سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
  8. شمارهٔ ۲۸۳ای دست تو به کینه ز دوران درازتر
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.