پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد

بنازم دوستی را کز وفاداری چنین باشد

به دل چون داغ روغن دم‌به‌دم پس می‌رود داغم

چه سازم، کوکب بخت مرا بالیدن این باشد

سیه دل دود از آن باشد که در سر نخوتی دارد

بود روشندل اخگر زانکه خاکسترنشین باشد

به گل ای مرغ گلشن، راز دل آهسته‌تر می‌گو

مبادا در پس دیوار، گوشی درکمین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴در آتشم از چهره برافروخته‌ای چند
  2. شمارهٔ ۲۶۵دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
  3. شمارهٔ ۲۶۶زخم خار آرزوی آبله پا باشد
  4. شمارهٔ ۲۶۷کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟
  5. شمارهٔ ۲۶۸هنوزم از مژه، کار سحاب می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۶۹ز عقده‌ها که فلک نذر کار من دارد
  7. شمارهٔ ۲۷۰عشقت اقرار به دل آرد و انکار برد
  8. شمارهٔ ۲۷۱با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندید
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.