پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند

بگردد روی بخت از من، گر از من رو بگرداند

دلم را ضعف غالب شد، ز ننگ لاغری ترسم

عنان از صید من عشق قوی بازو بگرداند

بود گر سبحه از خاکم، مسلمان بگسلد تارش

شوم گر شعله، ز آتش روی خود هندو بگرداند

نه تنها بت ز من برگشته همچون روزگار من

ز ننگ سجده‌ام، محراب هم ابرو بگرداند

به بازار جهان، جنس وفا را کس نمی‌گیرد

دلم تا کی متاع خویش را هر سو بگرداند

نسیم صبحدم هرچند باشد محرم گلشن

گر از رشکم شود آگاه، از ره رو بگرداند

به جست و جوی او هر لحظه صد ره چشم گریانم

مرا چون قطره خون بر سر هر مو بگرداند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳گر دل به المهای تو منسوب نباشد
  2. شمارهٔ ۲۶۴در آتشم از چهره برافروخته‌ای چند
  3. شمارهٔ ۲۶۵دامنم چند ز خون مژه دریا باشد؟
  4. شمارهٔ ۲۶۶زخم خار آرزوی آبله پا باشد
  5. شمارهٔ ۲۶۷کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟
  6. شمارهٔ ۲۶۸هنوزم از مژه، کار سحاب می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۶۹ز عقده‌ها که فلک نذر کار من دارد
  8. شمارهٔ ۲۷۰عشقت اقرار به دل آرد و انکار برد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.