پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

کی به بزم عشق، هر لب پی به جام می برد؟

هر تنک ظرفی، به جام دوستی کی پی برد؟

کوی عشق است این نه راه کعبه و دیر مغان

بی دلیلی، خضر ازین جا ره به منزل کی برد؟

وحشیان بر خاک مجنون پر مریزید آب چشم

تا غبارش را صبا شاید به سوی حی برد

بی‌غمی را همچو خود پیدا کن ای مطرب بگو

کی غم ما را ز دل، آواز چنگ و نی برد؟

رشک دارد بر هم اجزای تنم در مهر دوست

سوزد از غیرت زبانم لب چو نام وی برد

می‌رود با سر چو پرگار و قدم بر جای خویش

تا مبادا از پی دل، کس به سویش پی برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷ذوق غمت ز سینه محزون نمی‌رود
  2. شمارهٔ ۲۵۸چه رنجش است کزان تندخو نمی‌آید؟
  3. شمارهٔ ۲۵۹دلم ز کعبه نه محمل نشسته می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۶۰میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد
  5. شمارهٔ ۲۶۱ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند
  6. شمارهٔ ۲۶۲کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد
  7. شمارهٔ ۲۶۳گر دل به المهای تو منسوب نباشد
  8. شمارهٔ ۲۶۴در آتشم از چهره برافروخته‌ای چند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.