پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

زورم به یک اشاره ابرو نمی‌رسد

هرگز به ناتوانی من مو نمی‌رسد

قمری فکنده طوق به تقلید در گلو

چون گردنش به حلقه گیسو نمی‌رسد

انصاف بین که پای به دامن کشیده‌ام

با جامه‌ای که تا سر زانو نمی‌رسد

لب‌تشنگان ناز، تسلی نمی‌شوند

تا چین زلف یار به ابرو نمی‌رسد

ازچشم تو که دیده بد دور باد ازو

غیر از نگاه دور به آهو نمی‌رسد

زلفت به بردن دلم اعجاز می‌کند

نوبت بدان دو نرگس جادو نمی‌رسد

دل گوشه‌گیر موی تو گردید از ازل

چون گوشه‌ای بدان خم گیسو نمی‌رسد

دل در میان گرفته سر زلف یار را

ای شانه دور شو به تو یک مو نمی‌رسد

قدسی چو تیغ آه ضعیفان شود بلند

کس را سخن ز قوت بازو نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مباد
  2. شمارهٔ ۲۴۰هنوز از ناله‌ای صد شعله در جان می‌توانم زد
  3. شمارهٔ ۲۴۱دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کرد
  4. شمارهٔ ۲۴۲یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کرد
  5. شمارهٔ ۲۴۳بس که دود آه عاشق پرده افلاک شد
  6. شمارهٔ ۲۴۴چشمی که با غبار درت آشنا شود
  7. شمارهٔ ۲۴۵مبادا کام جان از عیش، تا کام از الم گیرد
  8. شمارهٔ ۲۴۶ما اسیران چه کسانیم، گرفتاری چند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.