پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

ناله‌ای کردم، خروش اهل شیون تازه شد

بلبلان را شیوه افغان گلشن تازه شد

بس که عشقم رشک‌فرمای است، از چشم بتان

هرکه زخمی خورد، داغ سینه من تازه شد

آهی از دل برکشیدم شب به یاد روی دوست

در دل موسی هوای نار ایمن تازه شد

دوش در میخانه چون قدسی به یاد چشم بت

سجده‌ای کردم که روح صد برهمن تازه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میرد
  2. شمارهٔ ۲۳۲مسیح دید لبت، رنگ او دگرگون شد
  3. شمارهٔ ۲۳۳گر گشایم لب دمی، عالم پر افغان می‌شود
  4. شمارهٔ ۲۳۴کی دواجو بود آن دل که ز دردش دم زد
  5. شمارهٔ ۲۳۵ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد
  6. شمارهٔ ۲۳۶بهر هر دیوانه گر ویرانه‌ای پیدا شود
  7. شمارهٔ ۲۳۷زورم به یک اشاره ابرو نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۲۳۸عالمی بر خویش بالیدم چو از من یاد کرد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.