پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

آهم از پیچیدگی، چون رشته، تن را تاب داد

اضطرابم اشک را خاصیت سیماب داد

گرچه اقبالم ضعیف افتاده، ادبارم خوش است

آسمان روز سیاهم را شب مهتاب داد

{بیاض}

باغبان گویی چمن را ز آب چشمم آب داد

بعد چندین شب که دوش آمد خیالش بر سرم

چشم بیدار مرا بختم صلای خواب داد

نرگسش انگیخت نیرنگی که از یادش رود

زلف اگر یادش ز کار درهم احباب داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱به عزم جلوه چو آن گلعذار برخیزد
  2. شمارهٔ ۲۲۲چون کشته نگاه تو سوی کفن رود
  3. شمارهٔ ۲۲۳لبت به خنده شیرین چو همنفس گردد
  4. شمارهٔ ۲۲۴ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لاله‌گون افتد
  5. شمارهٔ ۲۲۵می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
  6. شمارهٔ ۲۲۶نشاه می‌خواستم از باده، خمارم دادند
  7. شمارهٔ ۲۲۷من و آیینه حسنی که تابش را بسوزاند
  8. شمارهٔ ۲۲۸نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.