پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

رنجیدن تو باعث نومیدی من شد

پیراهن امید، مرا بی تو کفن شد

شاید که کسی گوش کند ناله ما هم

بایست هم‌آواز به مرغان چمن شد

معموری منزل بود از صاحب منزل

هرجا که نشستیم دمی، بیت حزن شد

افکند هما سایه ولی بر سر خاکم

شد تیرگی از جامه بختم، چو کفن شد

بهبودی احوال دل از سعی فلک نیست

بر گلخن اگر عشق گذر کرد، چمن شد

ما را نتوان گفت مسافر که به غربت

هرجا که نشستیم به باد تو وطن شد

زان دل نکنم چاک، که بیرون نروی تو

کز نکهت زلف تو دلم رشک ختن شد

سودای دگر نیست میان خط و زلفش

هز فتنه که شد بر سر آن چاه ذقن شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲چون کشته نگاه تو سوی کفن رود
  2. شمارهٔ ۲۲۳لبت به خنده شیرین چو همنفس گردد
  3. شمارهٔ ۲۲۴ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لاله‌گون افتد
  4. شمارهٔ ۲۲۵می را چو آب، لعل تو بر خود حلال کرد
  5. شمارهٔ ۲۲۶نشاه می‌خواستم از باده، خمارم دادند
  6. شمارهٔ ۲۲۷من و آیینه حسنی که تابش را بسوزاند
  7. شمارهٔ ۲۲۸نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟
  8. شمارهٔ ۲۲۹ناله‌ای کردم، خروش اهل شیون تازه شد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.