پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد

کشته بود آتش مرا، ساقی به آبم زنده کرد

از نصیحت‌های غمخواران، جنون بازم خرید

گلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد

مرده بودم در کفن، افکند از عارض نقاب

همچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد

بی تو ضعفم بود غالب، مرده‌ام پنداشتند

مژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد

زندگی از هر عذابی هست مشکلتر مرا

بعد مردن باید از بهر عذابم زنده کرد

از خجالت مرده بودم کز چه بی او زنده‌ام

تا خیال او کُشد باز از حجابم، زنده کرد

بس که افغان دوستم قدسی، اجل چون در رسد

می‌تواند مطرب از صوت ربابم زنده کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸عجب قیدی‌ست عشق سخت بنیاد
  2. شمارهٔ ۲۰۹دلم پروای این و آن ندارد
  3. شمارهٔ ۲۱۰باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود
  4. شمارهٔ ۲۱۱آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
  5. شمارهٔ ۲۱۲دگر به وسوسه توبه‌ام دماغ نماند
  6. شمارهٔ ۲۱۳بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
  7. شمارهٔ ۲۱۴هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
  8. شمارهٔ ۲۱۵آن غنچه‌ام که راز دلم بر ملا نشد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.