پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

در مجلسی که احباب شرب مدام کردند

نوبت به ما چو افتاد آتش به جام کردند

اینجا غم محبت، آنجا سزای عصیان

آسایش دو گیتی بر ما حرام کردند

از بس که شیشه‌ها راست، از هر طرف سجودی

میخانه را ز طاعت، بیت‌الحرام کردند

چون ساغر شکسته در دیده‌ها نمی‌نیست

اسباب گریه امشب گویا تمام کردند

در چاره وصالت کان را کسی ندانست

سوداییان زلفت صد فکر خام کردند

بتخانه از بتان پر، میخانه از حریفان

این خانه تهی را، چون کعبه نام کردند؟

دارند پارسایان دایم ز وجد، مستی

آب حلال خود چون بر ما حرام کردند؟

در روزگار دوری گویا نمی‌شود روز

یک شام ناشده صبح، صد صبح شام کردند

از خیل کامجویان، قدسی کناره بهتر

کاین قوم، عاشقان را بی ننگ و نام کردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
  2. شمارهٔ ۲۰۴شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد
  3. شمارهٔ ۲۰۵سنبل زلف تو خط بر سنبل تر می‌کشد
  4. شمارهٔ ۲۰۶مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
  5. شمارهٔ ۲۰۷ای خوشدلی برو که غمینم سرشته‌اند
  6. شمارهٔ ۲۰۸عجب قیدی‌ست عشق سخت بنیاد
  7. شمارهٔ ۲۰۹دلم پروای این و آن ندارد
  8. شمارهٔ ۲۱۰باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.