پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد

محبت، شمع را پروانه پروانه می‌سازد

ز سنگ محتسب خالی نگردد حلقه مستان

ز خاک یک سبو، ایام صد پیمانه می‌سازد

به دیوار حرم چون تکیه کردم، چاک زد جامه

سر شوریده‌حالان، سنگ را دیوانه می‌سازد

تو هم در بی‌قراری‌ها مرنج از من چو می‌بینی

که با آن سرکشی‌ها شمع با پروانه می‌سازد

ز حرف آشنا بگریز در کوی بتان قدسی

که این آب و هوا با مردم بیگانه می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
  2. شمارهٔ ۲۰۷ای خوشدلی برو که غمینم سرشته‌اند
  3. شمارهٔ ۲۰۸عجب قیدی‌ست عشق سخت بنیاد
  4. شمارهٔ ۲۰۹دلم پروای این و آن ندارد
  5. شمارهٔ ۲۱۰باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود
  6. شمارهٔ ۲۱۱آسودگی نصیب دل زار کس مباد!
  7. شمارهٔ ۲۱۲دگر به وسوسه توبه‌ام دماغ نماند
  8. شمارهٔ ۲۱۳بیا که بی تو مرا نور در چراغ نماند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.