پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد

به جز دامان صحرا کاش دامان دگر باشد

چو آیی در دلم، هر داغش آتشخانه‌ای بینی

گلی دارم که هر برگش گلستان دگر باشد

ندانم کز کدامین چاک پیراهن برآرم سر

که هر چاک گریبانم، گریبان دگر باشد

نیندازد به سویم تیر کز حرمان پیکانش

به دل هر لحظه زهرآلود پیکان دگر باشد

دلی دارم که چون سیماب اگر صد پاره‌اش سازی

پی بسمل‌شدن هر پاره را جان دگر باشد

دگرگون است احوالم عجب دارم که چون قدسی

دلم را طاقت یک روزه حرمان دگر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱در مجلسی که احباب شرب مدام کردند
  2. شمارهٔ ۲۰۲گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد
  3. شمارهٔ ۲۰۳رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
  4. شمارهٔ ۲۰۴شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد
  5. شمارهٔ ۲۰۵سنبل زلف تو خط بر سنبل تر می‌کشد
  6. شمارهٔ ۲۰۶مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
  7. شمارهٔ ۲۰۷ای خوشدلی برو که غمینم سرشته‌اند
  8. شمارهٔ ۲۰۸عجب قیدی‌ست عشق سخت بنیاد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.