پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد

عشقم از گفت و شنود خلق فارغبال کرد

سرفرازی‌های گردون از تنزل‌های ماست

پستی ما، نام دشمن را بلند اقبال کرد

ناله شوریدگان شور آورد، چون عندلیب

خود پریشان بود گل را هم‌پریشان حال کرد

{بیاض}

از برای امتحان، اول مرا پامال کرد

من که زیر لب بر افلاطون تمسخر می‌زدم

عشق طفلی آخرم بازیچه اطفال کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
  2. شمارهٔ ۲۰۰میرم ار خوی ستمکاری ز سر بیرون کند
  3. شمارهٔ ۲۰۱در مجلسی که احباب شرب مدام کردند
  4. شمارهٔ ۲۰۲گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد
  5. شمارهٔ ۲۰۳رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
  6. شمارهٔ ۲۰۴شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد
  7. شمارهٔ ۲۰۵سنبل زلف تو خط بر سنبل تر می‌کشد
  8. شمارهٔ ۲۰۶مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کرد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.