پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟

نروید گل ز خار خشک اگر صد نوبهار آید

دلم از رفتن غم شادمان گردد، چه می‌داند

که گر یک غم رود از سینه‌ام بیرون، هزار آید

به مستی سر برآور، یا به ننگ هوش تن در ده

قبول آن مکن هرگز که از یک دل دو کار آید

مرا هم یاد آید بیخودی‌های سرشک خود

چو بینم بیدلی را گریه بی‌اختیار آید

نسیم شرطه طوفان است دریای محبت را

زهی حرمان، اگر زین بحر کشتی بر کنار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
  2. شمارهٔ ۱۹۵کسی کو عشق‌بازی پیشه دارد
  3. شمارهٔ ۱۹۶گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
  4. شمارهٔ ۱۹۷رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
  5. شمارهٔ ۱۹۸به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
  6. شمارهٔ ۱۹۹ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
  7. شمارهٔ ۲۰۰میرم ار خوی ستمکاری ز سر بیرون کند
  8. شمارهٔ ۲۰۱در مجلسی که احباب شرب مدام کردند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.