پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند

عندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند

عاشق از مردن نیاساید بگو با اهل مصر

در لحد روی زلیخا جانب کنعان کنند

پر مکرر شد ز خامان دعوی پروانگی

شمع را ای کاش امشب ساعتی پنهان کنند

برنمی‌گردد به فریاد از سر بازار، گل

عندلیبان در چمن بیهوده چند افغان کنند؟

همچو خاکستر ز آتش بی‌نیاز است آنکه سوخت

نیم جانان همچو شمع آتش غذای جان کنند

بر خلاف رسم پیشین، گلرخان شهر ما

ساعتی صد عید و در هر عید صد قربان کنند

کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنم

گر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
  2. شمارهٔ ۱۹۴از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
  3. شمارهٔ ۱۹۵کسی کو عشق‌بازی پیشه دارد
  4. شمارهٔ ۱۹۶گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
  5. شمارهٔ ۱۹۷رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
  6. شمارهٔ ۱۹۸به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
  7. شمارهٔ ۱۹۹ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
  8. شمارهٔ ۲۰۰میرم ار خوی ستمکاری ز سر بیرون کند
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.