پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

با لبت عمر ابد عیش نهانی می‌کند

خوب‌رویی با جمالت کامرانی می‌کند

حسن چون آتش فروزد، برق بر دل می‌زند

عشق چون سودا کند سودای جانی می‌کند

حیرتی دارم که جان جزوی‌ست از اجزای عشق

بی‌محبت، بوالهوس چون زندگانی می‌کند؟

مهر می‌گویند کز یک سو نمی‌باشد، چرا

دل به این نامهربانان مهربانی می‌کند؟

با سبک‌روحان راه عشق باشد همسفر

سایه جان بر تن قدسی گرانی می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲ز مژگان بوالهوس را در غمت کی خون به بار آید؟
  2. شمارهٔ ۱۹۳آیینه ما تا ز رخت عکس نما بود
  3. شمارهٔ ۱۹۴از خمار زخم دل تا چند درد سر کشد
  4. شمارهٔ ۱۹۵کسی کو عشق‌بازی پیشه دارد
  5. شمارهٔ ۱۹۶گر به صحرا بگذرم از اشک من گلشن شود
  6. شمارهٔ ۱۹۷رشک نام او زبانم را ز غیرت لال کرد
  7. شمارهٔ ۱۹۸به بزم دوش حدیث تو در میان افتاد
  8. شمارهٔ ۱۹۹ز آب چشم من هر قطره طوفان دگر باشد
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.