پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت

گل چیدم آنقدر که کفم رنگ خون گرفت

ممنون دُرد و صاف حریفان نمی‌شود

چون نرگس آنکه ساغر خالی، شگون گرفت

از اشک بی‌ملاحظه مرغان باغ را

این شرم بس که دامن گل رنگ خون گرفت

چون مهر در رگ همه کس جای کرده‌ام

قدسی شکست رنگ مرا هرکه خون گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچ
  2. شمارهٔ ۱۴۴نظر بر آینه خوبان چو بی‌نقاب کنند
  3. شمارهٔ ۱۴۵لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید
  4. شمارهٔ ۱۴۶بی روی تو کارم همه با دیده تر بود
  5. شمارهٔ ۱۴۷آنان که مرا جورکش یار نوشتند
  6. شمارهٔ ۱۴۸هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
  7. شمارهٔ ۱۴۹باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
  8. شمارهٔ ۱۵۰فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.