پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت

آتش از خس نگذرد هرگز چنین کز ما گذشت

هرچه با زلف تو می‌ماند دل از کف می‌برد

روز عمرم در تمنای شب یلدا گذشت

خاک بادا بر سرم گر نام عریانی برم

من که در دیوانگی موی سرم از پا گذشت

از فغانم پرس کامشب با دل گردون چه کرد

تیشه فرهاد می‌داند چه بر خارا گذشت

لاله بر گرد دمن پژمرده دیدم سوختم

بر سیه‌بختی که اوقاتش در آن صحرا گذشت

کی کند سر در سر هر قطره طوفان بلا؟

کار سیل چشمم از هم‌چشمی دریا گذشت

سوختم قدسی که مخصوص تغافل هم نیم

دوستم از پیش چون دشمن به استغنا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵از ضعف، ناله‌ام به سراغ اثر نرفت
  2. شمارهٔ ۱۳۶هرچند در میانه اخوان تمیز نیست
  3. شمارهٔ ۱۳۷صوت بلبل را شنیدم ناله زاری نداشت
  4. شمارهٔ ۱۳۸ما را ز دست جور تو پای گریز نیست
  5. شمارهٔ ۱۳۹ره‌زدن درخانه کار چشم فتّان بوده است
  6. شمارهٔ ۱۴۰کرده بیهوشم خیال آن دو چشم می‌پرست
  7. شمارهٔ ۱۴۱دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت
  8. شمارهٔ ۱۴۲مرا به ناله شد آن سرو سیم‌تن باعث
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.