پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

جز خیال تو مرا در سر سودایی نیست

خون شود دل اگر از عشق تو شیدایی نیست

به ره کعبه فریبم مدهید از در دوست

عاشقان را هوس بادیه‌پیمایی نیست

همه‌جا جلوه معشوق حقیقی‌ست ولی

هر تُنُک‌حوصله را چشم تماشایی نیست

وصل اگر می‌طلبی، یک جهتی کن که ز رشک

شمع ما را سر پروانه هرجایی نیست

طعن قدسی مزن ای زاهد ناموس‌پرست

هرکه عاشق شود او را غم رسوایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷تبخاله خون بر لبم از سوز درون است
  2. شمارهٔ ۱۲۸از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
  3. شمارهٔ ۱۲۹با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
  4. شمارهٔ ۱۳۰هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
  5. شمارهٔ ۱۳۱منم که نور خرد در چراغ من غلط است
  6. شمارهٔ ۱۳۲بر جرعه‌نوش عشق، بجز خون حلال نیست
  7. شمارهٔ ۱۳۳گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
  8. شمارهٔ ۱۳۴می دید رویت آینه و دیده برنداشت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.