پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست

نامه‌ای بر پر نبستم در کمان تیرم شکست

مرغ تدبیرم به سوی بام وصلش می‌پرید

از قضا در راه بال مرغ تقدیرم شکست

کرده‌ام در خدمتت تقصیر و از تاثیر آن

پشت امیدم خمید و رنگ تقصیرم شکست

صورت خود می‌کشیدم بهر پابوسش به راه

انفعال این تمنا رنگ تصویرم شکست

باخبر شد از شکست خود دل آگاه من

آستین دست قضا چون بهر تخمیرم شکست

کی شوم غمگین که چون قدسی مرید باده‌ام

پشت صد اندوه را یک همت پیرم شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
  2. شمارهٔ ۱۲۹با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
  3. شمارهٔ ۱۳۰هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
  4. شمارهٔ ۱۳۱منم که نور خرد در چراغ من غلط است
  5. شمارهٔ ۱۳۲بر جرعه‌نوش عشق، بجز خون حلال نیست
  6. شمارهٔ ۱۳۳گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
  7. شمارهٔ ۱۳۴می دید رویت آینه و دیده برنداشت
  8. شمارهٔ ۱۳۵از ضعف، ناله‌ام به سراغ اثر نرفت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.