پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت

انوار تجلی‌ست که بر طور فرو ریخت

گلچین چمن دامن گل را ز خجالت

چون دید گل روی تو از دور، فرو ریخت

در باغ جهان آبله‌های کف دهقان

چون قطره می از دل انگور فرو ریخت

صافش همه در شیشه ما کرد محبت

آن دُرد که در ساغر منصور فرو ریخت

چون لاله بود داغ دل و دامن صحرا

اشکی که ز چشم من محرور فرو ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
  2. شمارهٔ ۱۳۱منم که نور خرد در چراغ من غلط است
  3. شمارهٔ ۱۳۲بر جرعه‌نوش عشق، بجز خون حلال نیست
  4. شمارهٔ ۱۳۳گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
  5. شمارهٔ ۱۳۴می دید رویت آینه و دیده برنداشت
  6. شمارهٔ ۱۳۵از ضعف، ناله‌ام به سراغ اثر نرفت
  7. شمارهٔ ۱۳۶هرچند در میانه اخوان تمیز نیست
  8. شمارهٔ ۱۳۷صوت بلبل را شنیدم ناله زاری نداشت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.