پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست

بی‌صبری‌ام ز حد بشد آرام من کجاست

دوران به سر رسید و دل من نیارمید

یاران خبر دهید دلارام من کجاست

بگداختم ز ناله بلبل درین بهار

ای باد صبح، سرو گل‌اندام من کجاست

زاهد تو فارغی، ز من اوضاع دین مپرس

من کافر محبتم اسلام من کجاست

دیگر دلم ز صحبت آسودگان گرفت

آشوب شهر و فتنه ایام من کجاست

قدسی اگر نه‌ای ز فراموش‌گشتگان

در نامه‌ای که کرده رقم، نام من کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
  2. شمارهٔ ۱۲۳پیوسته فکر وصل بتان پیشه من است
  3. شمارهٔ ۱۲۴بیگانه‌ای اگر نه به جانانه آشناست
  4. شمارهٔ ۱۲۵جز خیال تو مرا در سر سودایی نیست
  5. شمارهٔ ۱۲۶کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست
  6. شمارهٔ ۱۲۷تبخاله خون بر لبم از سوز درون است
  7. شمارهٔ ۱۲۸از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
  8. شمارهٔ ۱۲۹با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.