پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت

کس به جز عاشق در آن وادی و منزل ره نیافت

آفتاب آمد که بیند عارضش بی‌اختیار

از هجوم غمزه، از روزن به محفل ره نیافت

زان شب تارم نداند صبح کز خون دلم

سوی روزن هرگزم خورشید از گل ره نیافت

وه چه صید لاغری قدسی، که مُردی و ز ننگ

ذوق بسمل‌کردنت در طبع قاتل ره نیافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست
  2. شمارهٔ ۱۲۱روح‌القدس ار دیده گشاید به جمالت
  3. شمارهٔ ۱۲۲نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
  4. شمارهٔ ۱۲۳پیوسته فکر وصل بتان پیشه من است
  5. شمارهٔ ۱۲۴بیگانه‌ای اگر نه به جانانه آشناست
  6. شمارهٔ ۱۲۵جز خیال تو مرا در سر سودایی نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۶کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست
  8. شمارهٔ ۱۲۷تبخاله خون بر لبم از سوز درون است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.