پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکی‌ست

عالمی پر از شهید و غمزه قاتل یکی‌ست

خواه سوی کعبه رو خواهی ره بتخانه گیر

کوی عشق است این به هر جا می‌روی منزل یکی‌ست

نه ز هجران خسته دل گردیم نی از وصل خوش

موج دریاییم ما را لجه و ساحل یکی‌ست

وادی عشق است اینجا ساربان آهسته ران

هر قدم مجنونی افتاده‌ست اگر محمل یکی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
  2. شمارهٔ ۱۱۶شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیست
  3. شمارهٔ ۱۱۷ایام بهارست و هوای چمنم نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۸کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
  5. شمارهٔ ۱۱۹پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است
  6. شمارهٔ ۱۲۰مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست
  7. شمارهٔ ۱۲۱روح‌القدس ار دیده گشاید به جمالت
  8. شمارهٔ ۱۲۲نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.