پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

داغ دلم گلی ز گلستان آتش است

شور محبتم نمک خوان آتش است

هان ای فرشته بر سر خاک شهید عشق

ننهی قدم دلیر، که طوفان آتش است

منعم مکن ز ناله که این خون گرفته دل

در پهلویم نشسته چو پیکان آتش است

خون دلم جز آتش عشقت کسی نریخت

از خون نشان هنوز به دامان آتش است

جز شعله نیست در دم قدسی چه بر دهد

نخلی که سرکشیده ز بستان آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴دل در برم ز ناله پنهان لبالب است
  2. شمارهٔ ۱۱۵چنان دلم شب هجران بر آتش غم سوخت
  3. شمارهٔ ۱۱۶شب نیست کز فراق توام سینه داغ نیست
  4. شمارهٔ ۱۱۷ایام بهارست و هوای چمنم نیست
  5. شمارهٔ ۱۱۸کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
  6. شمارهٔ ۱۱۹پیغام وداع آمد و با گوش به جنگ است
  7. شمارهٔ ۱۲۰مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست
  8. شمارهٔ ۱۲۱روح‌القدس ار دیده گشاید به جمالت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.