پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست

در کار شبروان گرهی چون چراغ نیست

هر شب گل چراغ بهار دگر کند

بلبل گمان مبر که ز پروانه داغ نیست

چون غنچه برنیاورد از شرم سر ز جیب

زان بوی طره هرکه پریشان دماغ نیست

در باغ عشق برگ معیشت مگو نماند

گل هم به چشم مرغ چمن کم ز داغ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دوران نگر که سینه‌اش از کینه صاف نیست
  2. شمارهٔ ۹۴مرا چو لاله ز بخت سیه رهایی نیست
  3. شمارهٔ ۹۵ز بوی او به دل غنچه ارمغانی هست
  4. شمارهٔ ۹۶غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
  5. شمارهٔ ۹۷بازآی که سینه‌ام کباب است
  6. شمارهٔ ۹۸آنکه در هر چین زلفش صدمه کنعان گم است
  7. شمارهٔ ۹۹هنوز چشم امیدم به رهگذاری هست
  8. شمارهٔ ۱۰۰خانه‌ام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.