پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست

تخمی که کسش برنخورد، اشک نیازست

خواری و عزیزی به هم آمیخته در عشق

هرگام درین بادیه صد شیب و فرازست

در عشق، بلا می‌سپرد دست به دستم

از بوته چو زر باز رهد در دم گازست

نرمی و درشتی ز کسی چشم ندارم

گر صلح‌پذیرست، وگر عربده‌سازست

سر بر نزد از ناز ز گلگشت مرادم

زان روز که تخم املم اشک نیازست

بی جاذبه عشق به منزل نتوان رفت

گر راه خرابات، وگر راه حجازست

عشقت به دل گیر و مسلمان زده آتش

جولانی حسنت همه جا در تک و تازست

مرغ دل محمود هنوز از اثر عشق

پروانه فانوس سر خاک ایازست

آگاهی دل را نبرد غفلت ظاهر

در خواب نیم گرچه مرا دیده فرازست

قدسی سخن من همه‌جا آفت من بود

چون شمع که از چرب‌زبانی به گدازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
  2. شمارهٔ ۹۰تا آفت غم لازمه طبع شراب است
  3. شمارهٔ ۹۱زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
  4. شمارهٔ ۹۲جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
  5. شمارهٔ ۹۳دوران نگر که سینه‌اش از کینه صاف نیست
  6. شمارهٔ ۹۴مرا چو لاله ز بخت سیه رهایی نیست
  7. شمارهٔ ۹۵ز بوی او به دل غنچه ارمغانی هست
  8. شمارهٔ ۹۶غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.