پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است

چه شد که غنچه صد برگ او به صد رنگ است

ز کودکان نکند مرغ روح مجنون رم

هنوز در دل دیوانه حسرت سنگ است

ازآن چو شعله به یکبار در گرفته دلم

که تا به گردن شمع از فسردگی ننگ است

صدای تیشه فرهاد بزم شیرین را

به از ترانه داوود و نغمه چنگ است

به آب دیده چنان رنگ داده خون دلم

که خون دل به کفت چون حنای بی‌رنگ است

اگر غلط نکنم گوش سوی من دارد

که پیک ناله‌ام امروز سیر آهنگ است

چنان ز نسبت زلفت به شام تیره خوشم

که نور صبح بر آیینه دلم زنگ است

به بلبلان چمن ناز اگر کند شاید

صبا که دامن برگ گلیش در چنگ است

پی فریب تو قدسی به جلوه حاجت نیست

کرشمه نگهش را هزار نیرنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت
  2. شمارهٔ ۸۵از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
  3. شمارهٔ ۸۶هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
  4. شمارهٔ ۸۷باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
  5. شمارهٔ ۸۸گشادی طره و مشک ختن سوخت
  6. شمارهٔ ۸۹نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
  7. شمارهٔ ۹۰تا آفت غم لازمه طبع شراب است
  8. شمارهٔ ۹۱زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.