پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

از غم نمی‌خورد دل اهل جنون شکست

در حیرتم که خاطرم از غصه چون شکست

تا حرف ناامیدی مجنون شنیده‌ام

دارد دلم ز طره لیلی فزون شکست

زان گل که کوهکن به سر از زخم تیشه زد

صد خار رشک در جگر بیستون شکست

در خیمه‌گاه شعله که داغ است نام او

دل را سفینه بر سر گرداب خون شکست

پیوسته دیگران ز قدح باده می‌خورند

ما خورده‌ایم از این قدح واژگون شکست

ای آنکه بر شکستن رنگم خوری دریغ

بشکاف سینه را و دلم ببین که چون شکست

رفتی و از خمار برون‌رفتنت ز بزم

بر روی نشاه رنگ می لاله‌گون شکست

یک سو شکست زلف تو یک سو شکست دل

غمخانه مرا ز درون و برون شکست

جز من که بخت نیک مرا کارساز نیست

از عافیت نخورده کسی تا کنون شکست

قدسی نکرده سعی کسی در شکست ما

ما را رسد همیشه ز بخت زبون شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳خطش را کس به جز من مبتلا نیست
  2. شمارهٔ ۸۴شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت
  3. شمارهٔ ۸۵از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
  4. شمارهٔ ۸۶هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
  5. شمارهٔ ۸۷باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
  6. شمارهٔ ۸۸گشادی طره و مشک ختن سوخت
  7. شمارهٔ ۸۹نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
  8. شمارهٔ ۹۰تا آفت غم لازمه طبع شراب است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.