پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست

روزم سیاه‌کرده چشم سیاه کیست

با آنکه صرف شد همه عمرم در انتظار

آگه نیم هنوز که چشمم به راه کیست

دل‌دادن و سخن‌نشنیدن گناه من

دل‌بردن و نگاه‌نکردن گناه کیست

جرم مرا امید به رحمت حواله کرد

در حیرتم که دیده نر عذرخواه کیست

داند کسی که دیده کله کج نهادنت

گل غرق خون ز حسرت طرف کلاه کیست

گر پی بری به مرتبه محرمان عشق

دانی که عفو دست‌‌نشان گناه کیست

تیرش تمام سینه‌پسندست و دلنشین

این غمزه دست‌پرور طرز نگاه کیست

قدسی اگر دلم نخراشیده غمزه‌اش

الماس بر جراحتم از برق آه کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است
  2. شمارهٔ ۸۳خطش را کس به جز من مبتلا نیست
  3. شمارهٔ ۸۴شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت
  4. شمارهٔ ۸۵از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
  5. شمارهٔ ۸۶هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
  6. شمارهٔ ۸۷باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
  7. شمارهٔ ۸۸گشادی طره و مشک ختن سوخت
  8. شمارهٔ ۸۹نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.