پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

خطش را کس به جز من مبتلا نیست

به این خط چشم هرکس آشنا نیست

چمن شد از هجوم گل چنان تنگ

که مرغان را برای ناله جا نیست

به من خوش می‌رسد لطف تو امروز

مگر چشم بداندیش از قفا نیست؟

چه شد بوی گل امید یا رب

که رفت از بوستان و با صبا نیست

خموشی پیشه کن گر مرد عشقی

که مرغ این گلستان را نوا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
  2. شمارهٔ ۸۶هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
  3. شمارهٔ ۸۷باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
  4. شمارهٔ ۸۸گشادی طره و مشک ختن سوخت
  5. شمارهٔ ۸۹نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست
  6. شمارهٔ ۹۰تا آفت غم لازمه طبع شراب است
  7. شمارهٔ ۹۱زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
  8. شمارهٔ ۹۲جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.