پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

لیلی‌اش در دل و گوشش به صدای جرس است

یا رب این مغلطه مجنون ترا با چه کس است

می‌برد برگ گلی باد ز گلزار برون

بلبلی در پس دیوار مگر در قفس است؟

بلبل از بی‌خودی عشق جهد شاخ به شاخ

گل به خون گشته ز غیرت که مگر بوالهوس است

عمر در خدمت او صرف شد و یار هنوز

پرسد احوال مرا از دگران کاین چه کس است

دل مشتاق تو و لاف صبوری هیهات

شمع این انجمن آسوده ز باد نفس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست
  2. شمارهٔ ۸۱از غم نمی‌خورد دل اهل جنون شکست
  3. شمارهٔ ۸۲نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است
  4. شمارهٔ ۸۳خطش را کس به جز من مبتلا نیست
  5. شمارهٔ ۸۴شب دل ناشکر من آرام با خنجر نداشت
  6. شمارهٔ ۸۵از پریشانی اگر حاصل شود کامم رواست
  7. شمارهٔ ۸۶هر روز به من یار ز نو بر سر نازست
  8. شمارهٔ ۸۷باغی که گلش بو ندهد عشق مجازست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.