پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

غزلیات

۴۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ روح‌القدس ار دیده گشاید به جمالت
  2. شمارهٔ ۱۲۲ نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت
  3. شمارهٔ ۱۲۳ پیوسته فکر وصل بتان پیشه من است
  4. شمارهٔ ۱۲۴ بیگانه‌ای اگر نه به جانانه آشناست
  5. شمارهٔ ۱۲۵ جز خیال تو مرا در سر سودایی نیست
  6. شمارهٔ ۱۲۶ کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست
  7. شمارهٔ ۱۲۷ تبخاله خون بر لبم از سوز درون است
  8. شمارهٔ ۱۲۸ از شیشه نه می در دل مخمور فرو ریخت
  9. شمارهٔ ۱۲۹ با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت
  10. شمارهٔ ۱۳۰ هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست
  11. شمارهٔ ۱۳۱ منم که نور خرد در چراغ من غلط است
  12. شمارهٔ ۱۳۲ بر جرعه‌نوش عشق، بجز خون حلال نیست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ گرم قتلم آمد آن شوخ و به استغنا گذشت
  14. شمارهٔ ۱۳۴ می دید رویت آینه و دیده برنداشت
  15. شمارهٔ ۱۳۵ از ضعف، ناله‌ام به سراغ اثر نرفت
  16. شمارهٔ ۱۳۶ هرچند در میانه اخوان تمیز نیست
  17. شمارهٔ ۱۳۷ صوت بلبل را شنیدم ناله زاری نداشت
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ما را ز دست جور تو پای گریز نیست
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ره‌زدن درخانه کار چشم فتّان بوده است
  20. شمارهٔ ۱۴۰ کرده بیهوشم خیال آن دو چشم می‌پرست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ دستم ز جام عکس می لاله‌گون گرفت
  22. شمارهٔ ۱۴۲ مرا به ناله شد آن سرو سیم‌تن باعث
  23. شمارهٔ ۱۴۳ خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچ
  24. شمارهٔ ۱۴۴ نظر بر آینه خوبان چو بی‌نقاب کنند
  25. شمارهٔ ۱۴۵ لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید
  26. شمارهٔ ۱۴۶ بی روی تو کارم همه با دیده تر بود
  27. شمارهٔ ۱۴۷ آنان که مرا جورکش یار نوشتند
  28. شمارهٔ ۱۴۸ هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
  29. شمارهٔ ۱۴۹ باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
  30. شمارهٔ ۱۵۰ فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
  31. شمارهٔ ۱۵۱ قضا ز خانه چو رختم بر آستانه نهاد
  32. شمارهٔ ۱۵۲ خلاصی‌ام ز کمند تو در ضمیر مباد
  33. شمارهٔ ۱۵۳ از چشمه‌سار چشمم از بس که نم برآید
  34. شمارهٔ ۱۵۴ نگاهم از فروغ عارضت در چشم تر سوزد
  35. شمارهٔ ۱۵۵ باز از مرغان دلم حرف سمندر می‌زند
  36. شمارهٔ ۱۵۶ جوش می‌ام چو خم به خروش آشنا نکرد
  37. شمارهٔ ۱۵۷ به هیچ، ناخن ما را کی اعتبار کند؟
  38. شمارهٔ ۱۵۸ از کینه هیچ‌کس گر هم بر جبین ندید
  39. شمارهٔ ۱۵۹ فلک ز کین به مه فتنه‌جوی من ماند
  40. شمارهٔ ۱۶۰ کنعانی ما را غم یعقوب نباشد
  41. شمارهٔ ۱۶۱ تا لبت را میل سوی باده و پیمانه شد
  42. شمارهٔ ۱۶۲ در جلوه‌گری چون تو کسی یاد ندارد
  43. شمارهٔ ۱۶۳ به کف عاشق چو گل، خون دل خود را نگه دارد
  44. شمارهٔ ۱۶۴ دگر چراغ که در طور حسن روشن شد؟
  45. شمارهٔ ۱۶۵ مرا عشق تو گاهی پرورد دل، گاه جان سوزد
  46. شمارهٔ ۱۶۶ دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد
  47. شمارهٔ ۱۶۷ غنچه بی لعل تو زندانی گلشن باشد
  48. شمارهٔ ۱۶۸ کی غم دهر خراب می نابم دارد؟
  49. شمارهٔ ۱۶۹ شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن می‌کند
  50. شمارهٔ ۱۷۰ چون غنچه دلم از نم خون زنگ برآورد
  51. شمارهٔ ۱۷۱ نشاط ما اسیران از دل اندوهگین باشد
  52. شمارهٔ ۱۷۲ نه هرکه مرد ازو در جهان اثر ماند
  53. شمارهٔ ۱۷۳ طایر عشقم و از شعله پرم ساخته‌اند
  54. شمارهٔ ۱۷۴ کی بی توام نظاره به چشم آشنا شود؟
  55. شمارهٔ ۱۷۵ باز تیر ستمت رخنه‌گر جان که شد؟
  56. شمارهٔ ۱۷۶ مرا چو کار بدان زلف تابدار افتاد
  57. شمارهٔ ۱۷۷ چشم ترم گهی که به آن خاک پا رسد
  58. شمارهٔ ۱۷۸ کسی چگونه دلم را پی سراغ شود
  59. شمارهٔ ۱۷۹ هرگزم دیده چنین مایل دیدار نبود
  60. شمارهٔ ۱۸۰ نام تو بردم آتش شوقم به جان فتاد

متن اشعار به نقل از گنجور.