پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی

قدسی مشهدی

غزلیات

۴۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ زود به کردم من بی‌صبر داغ خویش را
  2. شمارهٔ ۲ شام خطت گرفته ز صبح آفتاب را
  3. شمارهٔ ۳ بی‌حرز شعله نگذرد از پیش داغ ما
  4. شمارهٔ ۴ به پیامی که کند باد صبا یاد مرا
  5. شمارهٔ ۵ تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟
  6. شمارهٔ ۶ اگرچه خدمت مسجد نشد حواله ما
  7. شمارهٔ ۷ پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما
  8. شمارهٔ ۸ خوشدل کند خیال تو هجران‌کشیده را
  9. شمارهٔ ۹ ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما
  10. شمارهٔ ۱۰ از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا
  11. شمارهٔ ۱۱ تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش را
  12. شمارهٔ ۱۲ ز رشک، باد صبا گرچه سوخت جان مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را
  14. شمارهٔ ۱۴ کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
  15. شمارهٔ ۱۵ دلبستگی نماند به وارستگی مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ فکند از نظری دیده حسود مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ ز هجر کرد خبردار وصل یار مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ یکی بود به نظر نیستی و هستی ما
  19. شمارهٔ ۱۹ آتش مزاج من بگذار این عتاب را
  20. شمارهٔ ۲۰ خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را
  21. شمارهٔ ۲۱ داده عشقم باده نابی که می‌سوزد مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ وبال جان اسیران مکن رهایی را
  23. شمارهٔ ۲۳ شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا
  24. شمارهٔ ۲۴ خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مرا
  25. شمارهٔ ۲۵ چو نمی‌کنی نگاهی به ستم مران خدا را
  26. شمارهٔ ۲۶ چند سوزد برق غم مشتی خس و خاشاک را
  27. شمارهٔ ۲۷ ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا
  28. شمارهٔ ۲۸ به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
  29. شمارهٔ ۲۹ در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
  30. شمارهٔ ۳۰ می‌زند نشتر تدبیر شب و روز مرا
  31. شمارهٔ ۳۱ شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
  32. شمارهٔ ۳۲ برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
  33. شمارهٔ ۳۳ لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما
  34. شمارهٔ ۳۴ منم که داغ دلم دشمن است مرهم را
  35. شمارهٔ ۳۵ خط تو سرمه کشد دیده تمنا را
  36. شمارهٔ ۳۶ فسون ناله‌ام شب بسته خواب پاسبانش را
  37. شمارهٔ ۳۷ تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
  38. شمارهٔ ۳۸ به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
  39. شمارهٔ ۳۹ پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را
  40. شمارهٔ ۴۰ سخن ز غیر مپرسید بینوایی را
  41. شمارهٔ ۴۱ رغیرتم پوشیده از چشم بدان، خوب مرا
  42. شمارهٔ ۴۲ بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا
  43. شمارهٔ ۴۳ آه سحر نتیجه شرر می‌دهد مرا
  44. شمارهٔ ۴۴ دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت ما
  45. شمارهٔ ۴۵ گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
  46. شمارهٔ ۴۶ چیزی نشد معلوم من از صحبت فرزانه‌ها
  47. شمارهٔ ۴۷ چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
  48. شمارهٔ ۴۸ نهادی بر سر شوریدگان داغ
  49. شمارهٔ ۴۹ گشته چون آینه روشن دل بی‌کینه ما
  50. شمارهٔ ۵۰ داد گلبن در چمن یاد از گل‌افشانی مرا
  51. شمارهٔ ۵۱ دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
  52. شمارهٔ ۵۲ شب شود روز از خیال عارض جانان ما
  53. شمارهٔ ۵۳ غمش فشانده ز دامن غبار ننگ ترا
  54. شمارهٔ ۵۴ بی‌درد خسته‌ای که به درمان شد آشنا
  55. شمارهٔ ۵۵ ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا
  56. شمارهٔ ۵۶ کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟
  57. شمارهٔ ۵۷ منشور خدمت تو رقم شد به نام ما
  58. شمارهٔ ۵۸ چند باشد دل ز وصل دل‌ربایی بی‌نصیب
  59. شمارهٔ ۵۹ شد بهار از توبه‌کردن بایدم اکنون گذشت
  60. شمارهٔ ۶۰ هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.